دستان پر از هیچ
روی هم انباشته میکنی
گرسنگی هایت را
و نداشتن هایت را
تا گوری که نمیدانی کجاست
نوشته می گذاری
که
دستان همیشه پر از هیچت را
قاب بگیرند
وروی سنگ گور
بنویسند
او چشم و دلش از زندگی سیر بود
راستی !
نگفتی تنت را کجا به دست خاک دهیم
RSS